ســال ها ، آهنگ رفتن داشتی

رفتی و تنهـایمـان بگــــذاشتی

مرغ جانت ، سالها محبوس تن

تن شدی فرسوده ، جان برداشتی

باغبـــانا ! رفتی و در قلب مـا

 صد نهال خاطــره ، را کاشتی 

خنده رو بودی تو از صبح ازل

 با غروبت ، گریه  مان واداشتی 

در دل منظـومه ی شمسی مِهـر

زهـــــره بودی ، بر مدار آشتی

فرّخ از هجران و کوچت دل غمین

گر چه تــو ، شوق پریدن داشتی



تاريخ : دوشنبه دهم آبان ۱۴۰۰ | 23:26 | نویسنده : فرخ نریمانی گولک |