تیر مه خوانَد چه زیبا زَنجَره
خانه ی دل را تو بگشا پنجره
باز ، تابستان زیبا جلوه گر
لطف یزدان را ز هر جانب نگر
کِرمَکِ شبتاب مشعل دارِ راه
می بَرَد دل را به حتّی یک نگاه
نغمه ی هوهو به شبها تا سحر
می رسد ، از جانب کوه و کمر
باز خورشید فروزان و قشنگ
میزبان مَرغزار رنگ رنگ
چتر ِ زیبایِ چنارِ مهربان
سایه افکنده به روی باغبان
وه ! چه تابستان شیرین و قشنگ
میزبانِ بچّههایِ شوخ و شَنگ
باز در آغوش رود پُر ز آب
کودکان ، از هولِ تیغِ آفتاب
در کنار ماهیان نغز رود
غوطه ور گردیده و اندر غنود
وه ! چه حظّی می برند از آب شَطّ
گوئیا اندر شنا ، یک دسته بَطّ
باز ، تابستان زیبا آمده
موسم شیدایی صحرا شده
بار دیگر بوته های پر تمشک
میزبان عابران ، همچون زرشک
در پناه بوته های مَرغزار
جیرجیرک ها به شبها زار و زار
جملگی ، اندر ثنای کردگار
آدمی را ، واعظ و آموزگار
گلّه یِ کبکان مست کوهسار
باز هم مهمان خوان جویبار
از فراز درّه یِ سبز و عمیق
گه عقابی می کند طیّ طریق
بار دیگر باغ و بستان پر ثمر
رنگ و بویی مختلف از هر شجر
یک طرف سیب و گلابی در عیان
آن چنان زیبا ، که مبهوتش زبان
یک طرف گیلاس ناب و خوشگوار
یک طرف ، توت سیاه و آبدار
جانبی ، آلوی زردِ چون شَکَر
آن طرف تر ، آلبالو در نظر
یک طرف شبرنگ و یک جانب شلیل
جملگی، آیات خلّاق ِ جلیل
خوشه ی انگور لای شاخسار
بوده مثلِ گوشوار ِگوشِ یار
آری آری باز تابستان خوب
آمد از ره بهر شادی قلوب
بار دیگر آب چشمه سرد سرد
روشنی بخشِ دل هر ره نورد
بار دیگر، فرّخ شیرین سخن
می شود شیدائیِ کوه و دَمَن
.: Weblog Themes By Pichak :.
